دوره 14، شماره 56 - ( 12-1394 )                   جلد 14 شماره 56 صفحات 503-494 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


دانشگاه تهران ، nghorbani@ut.ac.ir
چکیده:   (4370 مشاهده)
از دید نظریه مدیریت وحشت (گرینبرگ، سولومون، پیزینسکی، 1986) افراد از آن جهت برای کسب و حفظ ارزیابی مثبت خود برانگیخته می‌شوند که حرمت خود حاصل از آن به‌عنوان سپری در برابر اضطراب وجودی مرگ عمل کند. این نظرگاه نگاهی دفاعی به فعالیت‌های بشر امروزی دارد و این نگاه در حوزه تبیین حرمت خود به‌خوبی مشهود است. حرمت خود به‌عنوان یک دفاع در برابر وحشت عمل میکند. مطالعه حاضر تأثیر برجستگی مرگ (روزنبالت و همکاران، 1989) بر حرمت خود را مورد بررسی قرار داد. نمونهای 64 نفری از دانشجویان پسر دانشگاه تهران به شکل تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش به دو سؤال در مورد محرک یادآورنده مرگ پاسخ دادند و گروه گواه به دو سؤالی پاسخ دادند که ارتباطی با محرک یادآورنده مرگ نداشت. در پایان، هر دو گروه مقیاس حرمت خود روزنبرگ را تکمیل کردند. یافتهها نشان داد تفاوتی بین دو گروه در نمرات حرمت خود در اثر مداخله به وجود نیامد. یافتهها بر اساس مؤلفه‌های شخصیتی و محدودیتهای فرهنگی این نظریه تبیین شدند.
متن کامل [PDF 970 kb]   (2046 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: عمومى
دریافت: 1398/4/27 | پذیرش: 1398/4/27 | انتشار: 1398/4/27

بازنشر اطلاعات
این مقاله تحت شرایط مجوز کرییتیو کامنز (CC BY-NC-ND) قابل بازنشر است.