۴ نتیجه برای شکری
محمد حسین شریفیان، جلیل فتح آبادی، امید شکری، سعید قنبری،
دوره ۱۸، شماره ۷۹ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه: مدل چند بعدی شکوفایی پرما که توسط مارتین سلیگمن توسعه داده شده است، شامل عوامل مرتبط با هیجانات مثبت و همچنین عملکرد مثبت میباشد. پژوهشها نشان دهنده رابطه مثبت شکوفایی با شادی، بهره وری، تاب آوری، رضایت از زندگی و رابطه منفی با افکار مرگ، ابتلا به بیماریهای جسمی و تجربه استرس میباشد. پرسشنامه شکوفایی (پرما) در محل کار توسط کرن توسعه داده شده است و در کشورهای استرالیا، ژاپن، هنگ کنگ و ایالات متحده امریکا اجرا گردیده و مشخصات روان سنجی آن گزارش شده است. اگرچه شکوفایی در محل کار موضوع مهمی است و توجه به ابعاد مختلف آن حائز اهمیت است، اما این موضوع در ایران و همچنین در میان معلمان مورد بررسی قرار نگرفته است و این پژوهش به بررسی ویژگیهای روان سنجی این پرسشنامه پرداخته است. هدف: در این مطالعه به بررسی ویژگیهای روان سنجی پرسشنامه شکوفایی پرما در محل کار در ایران و برای معلمان پرداخته شده است. همچنین مدل نظری شکوفایی (پرما) با توجه به اطلاعات جامعه جدید مورد بررسی قرار گرفته است. روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی است. انتخاب نمونهها به روش نمونه گیری تصادفی انجام شده است و ۳۹۴ معلم به نسخه ترجمه شده به فارسی پرسشنامه آنلاین شکوفایی پاسخ دادهاند. نتایج پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل عاملی تأییدی تفسیر شده است. یافته ها: با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی ساختار عاملی مقیاس شکوفایی بررسی گردیده است. و شاخصهای برازش مدل نشان دهنده برازش خوب مدل با دادههاست. مربع کای (χ ۲) با مقدار ۲۳۹/۱۷ و درجه آزادی ۸۰، مربع کای نرم شده (۲/۹۸۹ =χ ۲ /df)، شاخص برازش مقایسهها (۰/۹۸=CFI)، شاخص نیکویی برازش (۰/۹۵=GFI)، شاخص نرم شده نیکویی برازش (۰/۹۶=AGFI) و ریشه دوم میانگین مجذورات خطای تقریب (۰/۰۶۵=RMSEA) همگی در سطح مطلوب هستند که نشان دهنده برازش با مدل مفهمومی است. نتیجه گیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که از نسخه فارسی پرسشنامه شکوفایی که دارای انسجام درونی خوبی است و هر پنج عامل، هیجانات مثبت، مشغولیت مثبت، روابط مثبت، معنای مثبت و دست آوردهای مثبت به عنوان عوامل شکوفایی در میان معلمیان تأیید شدهاند. به این ترتیب میتوان از این پرسشنامه با توجه به اطلاعات این پژوهش برای ارزیابی شکوفایی معلمین ایرانی استفاده کرد.
لیلا شکری، فاطمه مهری نیا،
دوره ۱۹، شماره ۹۲ - ( پاییز ۱۳۹۹ (آبان) ۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه: مطالعات متعددی به بررسی اثر بخشی آموزش خودمتمایز سازی و بررسی انعطاف پذیری روانشناختی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال کم توجهی پرداخته اند. اما پژوهش پیرامون اثربخشی آموزش خودمتمایزسازی بر انعطافپذیری روانشناختی و احساس گرفتاری مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی و فزونکنشی مغفول مانده است. هدف: بر این اساس پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش خودمتمایزسازی بر انعطافپذیری روانشناختی و احساس گرفتاری مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی و فزونکنشی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی و فزونکنشی شهر اهواز در سال تحصیلی ۱۳۹۷ بود. نمونه شامل ۳۰ نفر از مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی و فزونکنشی بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، جایگزین شدند (هر گروه ۱۵ نفر). گروه آزمایش، آموزش خودمتمایزسازی (کاظمیان و اسمعیلی، ۱۳۹۱) را طی ده جلسه دریافت کردند و گروه گواه هیچگونه مداخلهای دریافت نکردند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامههای انعطافپذیری روانشناختی (دنیس و واندروال، ۲۰۱۰)، احساس گرفتاری (گیلبرت و آلان، ۱۹۹۸) و پرسشنامه کانرز معلمان (بروک و کلینتون، ۲۰۰۷) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادههای آماری از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر، استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که آموزش خودمتمایزسازی بر انعطافپذیری روانشناختی و احساس گرفتاری مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی و فزونکنشی تأثیر معناداری داشته است (۰/۰۰۱ p<). علاوه بر این نتایج نشان داد که این آموزش توانسته تأثیر خود را در زمان نیز به شکل معناداری حفظ نماید (۰/۰۱p<). نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش حاضر میتوان چنین نتیجه گرفت که آموزش خودمتمایزسازی با بهرهگیری از فنون اجتماعی و هیجانی میتواند انعطافپذیری روانشناختی و احساس گرفتاری مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی و فزونکنشی را تحت تأثیر قرار دهد. بر این اساس آموزش خودمتمایزسازی میتواند به عنوان روشی کارآ، جهت بهبود انعطافپذیری روانشناختی و کاهش احساس گرفتاری مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی و فزونکنشی مورد استفاده قرار گیرد.
مونا واله، امید شکری، حسن اسدزاده،
دوره ۲۰، شماره ۱۰۰ - ( تابستان۱۴۰۰(تیر)، ۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه: نتایج مطالعات اخیر بر روند فزآینده تمایل معلمان به کنارهگیری زود هنگام از حرفه خود و یا توجه کمتر به حفظ سبک زندگی شغلی سالم اشاره دارد، این امر ضرورت توسعه مداخلات روانی - آموزشی با هدف تقویت سرمایه روانشناختی در معلمان را پررنگ می سازد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی توانمندسازی روانی بر افزایش سرمایه روانشناختی و بهزیستی عاطفی مرتبط با شغل گروهی از معلمان زن انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه گواه غیرمعادل و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان زن مقطع متوسطه اول و دومِ منطقه ۴ آموزش و پرورش شهر تهران در نیمسال اول سال تحصیلی ۹۹-۹۸ بودند. از این میان،۶۰ معلم زن در ۲ گروه آزمایش (۳۰ نفر) و گواه (۳۰ نفر) که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شده بودند، قبل و بعد از آموزش به پرسشنامه سرمایه روانشناختی (لوتانز، آولیو، آوی و نورمن، ۲۰۰۷) و مقیاس بهزیستی عاطفی مرتبط با شغل (وتکاتویک، فاکس، اسپکتور وکیلووای، ۲۰۰۰) پاسخ دادند. بسته آموزش توانمندسازی روانی معلمان (بوام و همکاران، ۲۰۱۸) در ۱۰ جلسه و هر جلسه ۲ ساعت، به شیوه گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد و برای تحلیل دادهها از روش آماری تحلیل واریانس مختلط ساده استفاده گردید.. یافتهها: نتایج نشان داد که در کوتاهمدت و بلندمدت، بسته آموزشی توانمندسازی روانی معلم در افزایش سرمایه روانشناختی، بُعد مثبت بهزیستی عاطفی مرتبط با شغل و در مقابل کاهش هیجانات منفی معلم، وجه منفی بهزیستی عاطفی مرتبط با شغل به طور تجربی، اثرگذار بود (۰/۰۰۱P<). نتیجهگیری: در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تحقق دغدغه توانمندسازی روانی معلمان و تأمین پیشنیاز های لازم جهت تحول و بالندگی حرفهای در آنها بر ارتقای سرمایه روانی معلمان، تقویت منابع مقابلهای و بهبود پرطاقتی روانی در آنها مبتنی است.
امیر لشکری، مسعود غلامعلی لواسانی، مینا مجتبایی، منصوره حاج حسینی،
دوره ۲۳، شماره ۱۳۳ - ( بهار ۱۴۰۳(فروردین)، ۱۴۰۳ )
چکیده
زمینه: پژوهشهای پیشین نشان داده است که درمان متمرکز بر هیجان بر کاهش علائم اختلال اضطراب اجتماعی و بهبود کارایی اجتماعی افراد مبتلا به آن اثربخش است. از سوی دیگر، مرور مطالعات نشان میدهد که بسیاری از رویکردهای درمانی اگر در قالب رواندرمانی گروهی به کار برده شوند، اثربخشی بیشتری خواهند داشت، اما تا کنون، پروتکل این نوع درمان به نحوی که فنون مداخله آن برای اجرا در گروه متناسب و سازگار باشند، تدوین نشده است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین پروتکل گروهدرمانی متمرکز بر هیجان و کارآزمایی آن بر علائم اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد.
روش: طرح پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای ترکیبی اکتشافی بود که ماهیت کیفی و کمی دارد. مرحلۀ اول پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. جهت شناسایی مضامین و ترسیم شبکه مضامین، ابتدا ۱۲۱ منبع مرتبط مشخص شد و از بین آنها به صورت هدفمند، ۱۱ منبع فارسی منتشر شده بین سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ هجری شمسی و ۲۳ منبع انگلیسی منتشرشده در فاصلۀ سالهای ۲۰۲۲-۲۰۰۰ میلادی که دارای بیشترین ارتباط با موضوع مورد مطالعۀ بودند، انتخاب شدند. در بخش کمی، روش پژوهش به صورت طرح شبه آزمایشی از نوع پیشآزمون - پسآزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل تمامی درمانجویان مراجعهکننده به کلینیک حس حضور شهر تهران در بازۀ زمانی شش ماهۀ دوم سال ۱۴۰۱ بود. از بین مراجعان به صورت در دسترس، ۲۴ نفر از افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش در معرض ۳۰ جلسه پروتکل گروه درمانی متمرکز بر هیجان (محقق ساخته) قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در بخش کمی، مقیاس اضطراب اجتماعی (کانور و همکاران، ۲۰۰۰) بود. برای تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر استفاده شد.
یافته ها: یافتههای مطالعۀ حاضر در بخش کیفی منجر به شناسایی دو مضمون فراگیر شامل درمان متمرکز بر هیجان و اضطراب اجتماعی و در نهایت پروتکل ۳۰ جلسهای گروه درمانی متمرکز بر هیجان شد. نتایج در بخش کمی نیز نشان داد که اثربخشی گروه درمانی متمرکز بر هیجان بر کاهش تمامی علائم اختلال اضطراب اجتماعی ترس، اجتناب، تغییرات فیزیولوژیک و نمرۀ کل اضطراب اجتماعی معنادار بوده است (۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده، به نظر میرسد درمانگران میتوانند از بستۀ محقق ساختۀ گروهدرمانی متمرکز بر هیجان جهت درمان افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی استفاده کنند.