۲۷ نتیجه برای پورنقاش تهرانی
سید سعید پورنقاش تهرانی، سمیه نقوی،
دوره ۱۳، شماره ۵۱ - ( ۹-۱۳۹۳ )
چکیده
بر اساس آمارهای موجود، بیماریهای قلبی ـ عروقی در ایران اولین علت مرگ و میر بهشمار می آید. اگرچه بخش عمده فعالیتها برای کاهش این بیماری به پیشگیری مربوط میشود ولی در صورت ابتلا میبایست به درمان متوسل شد. طبق یافتههای مطالعات پیشین، سن و جنس عواملی هستند که بر بهبود و عود این بیماری تأثیر بهسزایی دارند. با توجه به اینکه در ایران هنوز مطالعات در این زمینه اندکاند، پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط سن و جنس با وضعیت روانشناختی، کیفیت زندگی در بیماران قلبی پس از جراحی قلب انجام شد. بدینمنظور تعداد ۱۳۹ بیمار قلبی که تحت جراحی قرار گرفته بودند، بهصورت در دسترس انتخاب شده و مورد پژوهش قرار گرفتند. از آزمودنیها خواسته شد، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-۲۱) و فرم کوتاه مقیاس سلامت (SF-۳۶) را تکمیل کنند. نتایج نشان داد که بیماران از لحاظ سن و جنس تفاوت معناداری با یکدیگر در میزان افسردگی، اضطراب، استرس و کیفیت زندگی نداشتند. با توجه به این نتایج، میتوان نتیجه گرفت که بیماری قلبی بر تمام بیماران در سنین مختلف تأثیر یکسان میگذارد و همچنین، این بیماری در زنان و مردان نیز تأثیر تقریباً یکسانی دارد.
سعید پورنقاش تهرانی، امیررضا طلایی، حجتالله فراهانی،
دوره ۱۴، شماره ۵۴ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی قدرت پیشبینیکنندگی ابعاد شخصیتی نظریه کلونینجر و تنظیمهای مختلف انگیزشی نظریه خودتعیینگری در رابطه با رضایت شغلی درونی در شرکت ذوب آهن اصفهان بوده است. برای این منظور از مدل شبکههای عصبی مصنوعی استفاده گردید. تعداد ۲۰۲ نفر از کارکنان به روش نمونهگیری در دسترس در پژوهش شرکت داده شدند. آنها پرسشنامههای مزاج و خوی (TCI-۵۶)، انگیزش کاری (MAWS) و رضایت شغلی درونی (JSS) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که انگیزش هم هویت شده، انگیزش درونی و بعد شخصیتی خود-راهبری به ترتیب در تعامل با سایر ابعاد شخصیتی و انگیزشی و ویژگیهای جمعیتشناختی بیشترین اهمیت را در پیشبینی رضایت شغلی درونی دارا میباشند.
سعید پورنقاش تهرانی، مریم نصری تاجآبادی، ساره علیجانی،
دوره ۱۴، شماره ۵۶ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسۀ نقش ابعاد عاطفی شخصیت و ویژگیهای جمعیت شناختی در پیشبینی خشونت خانوادگی در مراجعین تحت درمان نگهدارنده با متادون و افراد عادی بود. دویست و ده نفر (شامل ۱۰۵ مراجع تحت درمان نگهدارنده با متادون و ۱۰۵ فرد عادی) در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد که پرسشنامۀ خشونت خانوادگی و پرسشنامۀ خلق و خو و مزاج (TCI-۵۶) را تکمیل نمایند. یافتهها نشان دادند که ابعاد عاطفی شخصیت و ویژگیهای جمعیت شناختی، خشونت خانوادگی را در افراد عادی و تحت درمان نگهدارنده با متادون پیشبینی نمیکند. همچنین میزان خشونت خانوادگی بین گروههای سنی مختلف افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون، تفاوت معنادار نشان نمیدهد. در مقایسۀ ابعاد عاطفی شخصیت بین افراد با تجربۀ خشونت خانوادگی و افراد بدون تجربۀ خشونت خانوادگی، این نتیجه بهدست آمد که دو گروه با هم تفاوت معنادار ندارند. بین افراد عادی و افراد تحت درمان متادون در مؤلفه های ع شخصیت نیز تفاوت معنادار وجود نداشت. یافته های پژوهش حاضر میتواند در حوزۀ خشونت خانوادگی و ابعاد شخصیت مفید باشد.
سعید پورنقاش تهرانی، الهام عربی،
دوره ۱۵، شماره ۵۸ - ( ۶-۱۳۹۵ )
چکیده
درد مزمن وضعیتی تحلیل برنده و ناتوانکننده میباشد که اثرات نامطلوبی بر کیفیت زندگی دارد. از تعیینکنندههای مهم کیفیت زندگی، میتوان به افسردگی و شدت درد اشاره کرد که یکی از عوامل ایجاد کنندۀ این مشکلات، اختلال در نظمجویی هیجانی است. به همین دلیل، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگری افسردگی و شدت درد در رابطۀ بین راهبردهای نظمجویی هیجانی و کیفیت زندگی صورت گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. ۱۲۰ بیمار مبتلا به درد مزمن که از طریق نمونهگیری دردسترس در این پژوهش شرکت کردند، پرسشنامههای کیفیت زندگی، نظمجویی هیجانی، چندوجهی درد و مقیاس افسردگی بک را تکمیل کردند. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و روش بارون و کنی تحلیل شدند. نتایج نشان داد راهبردهای نظمجویی هیجانی، افسردگی و شدت درد با کیفیت زندگی رابطۀ معنادار دارند (۰/۰۰۱>p). نقش میانجیگری افسردگی و شدت درد در رابطۀ بین راهبردهای نظمجویی هیجانی و کیفیت زندگی در این پژوهش تأیید نشد. یافتهها نشان میدهند که راهبردهای نظمجویی هیجانی، افسردگی و شدت درد میتوانند برای بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا به درد مزمن مورد توجه قرار گیرد.
سعید پورنقاش تهرانی، محبوبه مجدی، زهرا امجدی، الهام عربی،
دوره ۱۵، شماره ۶۰ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده
سوء مصرف مواد در رأس تهدیدهای اجتماعی قرار دارد. در دهههای آینده این پدیده تظاهر انفجارآمیزی خواهد داشت، بنابراین بررسی ابعاد مختلف این پدیده از اهمیت بسزایی برخوردار است. امروزه توجه متخصصین حوزۀ سوءمصرف مواد به بررسی اثرات وابستگی به متاآمفتامین افزایش یافته است. یکی از بارزترین این عوارض، اختلالات شناختی ناشی از مصرف متاآمفتامین است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقایص ابعاد مختلف حافظه در افرادی که در دورۀ فروکش کامل اولیه از وابستگی به متاآمفتامین بودند، انجام شد. پژوهش حاضر از نوع شبهآزمایشی بود. ۴۰ آزمودنی از بین معتادان بستری شده دربیمارستان روانپزشکی ابن سینا در شهر مشهد از طریق نمونهگیری در دسترس گزینش شدند، به همراه ۳۹ نفر از خویشاوندان غیر معتاد آنها که از نظر اطلاعات دموگرافیگ همگن شده بودند، آزمون حافظۀ وکسلر را انجام دادند. دادهها با استفاده از آزمونهای کای دو پیرسون، تحلیل رگرسیون چندمتغیره و Tدو گروه مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که میانگین نمرۀ استاندارد همۀ ابعاد مورد سنجش حافظه به جز مهار ذهنی در گروه مهار بیشتر از گروه آزمایش بود. (۰/۰۰۱>p) نتایج نشاندهندۀ اثر طولانیمدت مصرف متاآمفتامین بر ابعاد حافظه حتی در طول دورۀ ترک بود.
سعید پورنقاش تهرانی، لادن فتحی، ثریا اعتمادی،
دوره ۱۶، شماره ۶۴ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
بر اساس مدل مدل زیستی- اجتماعی کلونینجر، ارتباطی میان انتقالدهندههای مختلف مغزی و ابعاد گوناگون شخصیت وجود دارد. پژوهشها نشان میدهد که داروهای ضدافسردگی بر میزان این انتقالدهندهها اثرگذار هستند و بهدنبال آن موجب تغییراتی در ابعاد مزاجی شخصیت بهویژه ابعاد شخصیتی زمینهساز افسردگی میشوند. داروهای متفاوت تأثیر متفاوتی بر انتقالدهندهها میگذارند در نتیجه اثر آنها بر ابعاد شخصیتی متناظر نیز یکسان نیست. این مطالعه با هدف مقایسه ابعاد شخصیتی بر اساس مدل کلونینجر در زنان افسردهای که تحت درمان با داروهای SSRI و TCA بودند انجام گرفت. دادههای جمعآوری شده از ۸۶ زن بر اساس پرسشنامه ۵۶ سؤالی سرشت و خلقوخو کلونینجر (۱۳۹۰) در دو گروه همتاسازی شده مورد تحلیل واریانس چندمتغیری قرار گرفتند. بیماران تحت درمان با SSRI ها، نمره بالاتری در بعد آسیبگریزی نشان دادند (۰/۰۵< P) در حالی که گروه TCA، نمره بالاتری را در پاداش وابستگی (۰/۰۵< (P به نمایش گذاشتند. باید توجه داشت که بالا بودن میزان آسیبگریزی در بروز و ادامه افسردگی اثر تعیینکنندهای دارد، نیز پاداش وابستگی با شدت بیماری در ارتباط است. بر این اساس میتوان نتیجهگیری کرد که مصرفکنندههای داروهای TCA در ابعاد شخصیتی مرتبط با افسردگی، وضعیت بهتری را نشان میدهند.
آسیه نکونام، ثریا اعتمادی، سعید پورنقاش تهرانی،
دوره ۱۷، شماره ۶۵ - ( ۱-۱۳۹۷ )
چکیده
در بین بیماران قلبی مسائل روانشناختی در ارتباطات زناشویی و روابط جنسی بهوفور بهچشم میخورد که منجربه کاهش رضایت جنسی میشود. یکی از راههای بهبودی استفاده از درمانهای روانشناختی است؛ در بین درمانهای روانشناختی، خانواده درمانی هیجانمدار یکی از مداخلههایی است که برروی روابط زوجین و هیجانات تمرکز میکند. هدف از پژوهش حاضر اثربخشی رویکرد زوج درمانی هیجانمدار بر بهبود تنیدگی زناشویی و رضایت جنسی بیماران قلبی بای پس عروق کرونر بود. پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با حجم نمونه ۳۰۰ نفر بهصورت هدفمند از بین بیماران CABG شده که برای شرکت در برنامه بازتوانی به بیمارستان قلب تهران مراجعه کرده بودند، انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش جایگزین شدند. گروه آزمایش در هشت جلسه گروهی مورد آموزش قرار گرفتند. دادهها با پرسشنامه رضایت جنسی هادسون و تنیدگی زناشویی استکهلم تهران در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون جمعآوری و با نرمافزار SPSS-۲۴ و آزمونهای تی مستقل، تی زوجی، آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتههای گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح (۰/۰۵P<) رانشان داد. این بدان معناست که مداخله خانواده درمانگری متمرکز بر هیجان درگروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل منجر به افزایش رضایت جنسی وکاهش تنیدگی گردید.
آرمیندخت احمدی، سعید پورنقاش تهرانی، مهدی صابری، علیاکبر ارجمندنیا،
دوره ۱۷، شماره ۶۶ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
بزهکاری و بزهدیدگی پدیدههای پیچیده اجتماعی هستند که در محیطهای اجتماعی مختلف به شکلهای متفاوتی دیده میشود. این پدیدها بهمثابه یک عمل انسانی معلول عللی همچون ویژگیهای شخصیتی، وضعیت خانوادگی، سلامت روان و ظرفیت هوشی هستند. پژوهش حاضر با هدف، مقایسه ویژگیهای شخصیتی، وضعیت خانوادگی، سلامت روان و ظرفیت هوشی نوجوانان بزهکار و آسیبدیده اجتماعی در استان تهران انجام گرفت روش پژوهش علی- مقایسهای بود. جامعه آماری این تحقیق شامل بزهکاران کانون اصلاح تربیت و بزهدیدگانی بود که از سوی مقامات قضایی بهمنظور بررسی وضعیت روانشناختی به بخش روانپزشکی پزشکی قانونی شهر تهران ارجاع داده شده بودند. از بین بزهکاران کانون اصلاح تربیت تعداد ۱۷۵ نفر بهصورت تصادفی بهعنوان نمونه بزهکار و از بین بزهدیدگان مراجعهکننده به بخش روانپزشکی پزشکی قانونی شهر تهران تعداد ۸۵ به روش نمونهگیری هدفمند بهعنوان نمونه بزهدیده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه ویژگی شخصیتی سرشت و مـنش کلـونینجر، پرسشنامه سنجش خانواده (FAD) مک ماستر، پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ و هوش آزمای تهران - استنفورد- بینه استفاده شده است. نتایج دادهها نشان داد با توجه به مقدار ۰/۰۱>P (۰/۰۰۰)، بین دو گروه در ابعاد سرشت (پشتکار، نوجویی، آسیبپذیری و پاداش- وابستگی)، ابعاد منش (خود راهبری، همکاری و خود فراروی)، ابعاد سلامت روان (علائم جسمانی، علائم اضطرابی، کارکرد اجتماعی و علائم افسردگی)، ابعاد ویژگیهای خانوادگی (حل مشکل، آمیزش عاطفی، همراهی عاطفی نقشها و کنترل رفتار) تفاوت معناداری وجود دارد؛ اما توجه به مقدار ۰۵/۰<P، بین دو گروه، در بعد ارتباط ویژگیهای خانوادگی (۰/۱۳۸) و هوش غیرکلامی (۰/۰۶۸) تفاوت معناداری مشاهده نشد.
سعید پورنقاش تهرانی، زهرا قلندر زاده،
دوره ۱۷، شماره ۶۷ - ( ۷-۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه: تجربه خشونت خانوادگی در کودکی بر سلامت روان و عملکرد اجتماعی، اختلال شخصیت مرزی و سوء مصرف الکل در بزرگسالی تأثیر دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط میان خشونت های جسمانی و روانی با سوء مصرف الکل و اختلال شخصیت مرزی و بررسی اثرات نوع تجربه خشونت در دوران کودکی بر سلامت روان است. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. آزمودنی ها شامل ۲۲۰ نفر از زنان و مردان (۱۱۰ مرد و ۱۱۰ زن) خشونت دیده استان تهران بودند. سلامت روان آنها توسط پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ-۲۸)(۱۹۷۲) و تجربه خشونت با استفاده از پرسشنامه خشونت خانوادگی پورنقاش تهرانی (۱۳۸۳) سنجیده شد. همچنین از پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی(MSI-BPD) ۲۰۰۳)) و پرسشنامه اختلال سوء مصرف الکل (AUDIT) (۱۹۸۹)استفاده شد. دادهها با استفاده از نرم افزار(SPSS-۲۰) واز طریق روش مقایسه میانگین ها، آزمون t مستقل و تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA) تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد تجربه خشونت در کودکی باعث افزایش مؤلفه های اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی، افسردگی و کاهش سلامت روان با سطح معناداری ۰/۰۱P< می شود. نتایج حاکی از ارتباط معنادار در سطح ۰/۰۵P< میان اختلال شخصیت مرزی و سوء مصرف الکل با انواع خشونت بود نتیجه گیری: به این معنا که تجربه خشونت خانوادگی بیشتر با کاهش سلامت روان و همچنین اختلال شخصیت مرزی و سوء مصرف الکل ارتباط دارد.
سید سعید پورنقاش تهرانی، علی اکبر ابراهیمی، زهرا نقش،
دوره ۱۷، شماره ۶۹ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه: اعتیاد طی سال های اخیر در افغانستان رو به افزایش نهاده است. اما آیا عدم شناخت علمی ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی معتادان افغانستانی می تواند منجر به ناکارایی روش های پیشگیری گردد. هدف: پژوهش با هدف بررسی و مقایسه ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی افراد معتاد به مواد (هیروئین و شیشه) با افراد عادی ساکن در شهر کابل انجام گرفت. روش: با استفاده از طرح پژوهش مورد ـ شاهد و بصورت گذشته نگر تعداد ۲۹۳ معتاد( گروه مورد) از نظر ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی با ۲۹۳ نفر جمعیت غیر معتاد (گروه گواه) که از نظر ویژگی های دیموگرافیک با یکدیگر همسان شده بودند مورد مقایسه قرار گرفتند. جهت تشخیص وابستگی به مواد از ملاک های DSM -۵، برای ارزیابی ویژگی های شخصیتی از آزمون MMPI-۲ و برای ارزیابی هوش هیجانی از آزمون Bar On استفاده گردید و همچنین جهت سنجش فرضیه های پژوهش از روشهای آماری تحلیل واریانس یک راهه و آزمون توکی استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که بین ویژگی های شخصیتی افراد معتاد به مواد(هیروئین و شیشه) و افراد عادی در کلیه شاخصهای مربوط به آزمون MMPI تفاوت معنی داری وجود دارد و این تفاوت به نفع افراد عادی می باشد(۰/۰۰۱p<). در مورد هوش هیجانی هردو گروه نیز مشاهده گردید که میانگین نمرات کسب شده در آزمون Bar on توسط افراد عادی بالاتر از افراد معتاد به مواد(هیروئین و شیشه) می باشد، میانگین نمرات مربوط به هوش هیجانی در افراد عادی ۶۳۳/۸۲ بوده در حالی که این رقم در افراد معتاد به مواد، ۲۹۱/۴۴ گزارش شده است. نتیجه گیری: بین افراد معتاد به مواد و افراد عادی از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت بارز وجود دارد و هوش هیجانی افراد عادی بالاتر از افراد معتاد به مواد میباشد.
فاطمه شاهچراغی، سید سعید پورنقاش تهرانی، محمد علی بشارت، سید عباس تولایی،
دوره ۱۸، شماره ۸۱ - ( ۹-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه: سنجش کیفیتزندگی بیماران روان پزشکی اطلاعات سودمندی برای برنامهریزی و ارزیابی راهبردهای درمانی فراهم میکند. یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر کیفیتزندگی، شخصیت است. اما کدام ابعاد شناختی و هیجانی شخصیت با کیفیتزندگی در مصرفکنندگان داروهای ضدافسردگی بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین، ارتباط بیشتری دارد؟ هدف: این پژوهش با هدف تعیین رابطۀ کیفیتزندگی با ابعاد شناختی و هیجانی شخصیتی کلونینجر در مصرفکنندگان داروهای ضدافسردگی بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی -همبستگی بود. به این منظور از پرسشنامههای ۳۶ سؤالی کیفیتزندگی ویر و شربورن (SF-۳۶)(۱۹۹۲) و ۵۶ سؤالی سرشت و منش کلونینجر (TCA -۵۶)(۱۹۹۴) بهعنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. در این تحقیق یک گروه ۳۷ نفری مبتلایان به اختلال افسردگیاساسی که از داروهای بازدارنده بازجذب سروتونین مصرف می کرده اند، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. بهمنظور تحلیل دادهها از ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافتهها: نتایج ضریب همبستگی نشان داد که بین ابعاد شخصیتی کلونینجر و ابعاد کیفیتزندگی مصرفکنندگان داروهای بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین ارتباط معنادار است (۰/۰۵p<). و نیز نتایج رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که ابعاد خودهدایتمندی به طور مثبت و آسیبگریزی به طور منفی قادر به پیشبینی کیفیتزندگی در مصرفکنندگان داروهای بازدارنده جذب مجدد سروتونین است (۰/۰۱p<). نتیجهگیری: این بدان معنی است که خودهدایتمندی بالا و آسیبگریزی پایین موجب ارتقای کیفیتزندگی مصرفکنندگان داروهای بازدارندۀ جذب مجدد سروتونین میشود.
سید سعید پورنقاش تهرانی، سیده فاطمه موسوی، رضا پورحسین،
دوره ۱۹، شماره ۸۶ - ( ۲-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه: ارزیابی جنبه های شخصیتی اسکیزوفرنیا می تواند در ارایه برنامه های مؤثر درمانی، کارآمد باشد. اما مسئله اصلی اینست، آیا بین ابعاد شخصیتی بیماران زن و مرد مبتلا به اسکیزوفرنی با افراد عادی تفاوت وجود دارد؟ هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه جنسیتی ابعاد شخصیت بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و افراد عادی بود. روش: پژوهش از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی مراجعه کننده به درمانگاه روان پزشکی و مقیم مراکز نگه داری و افراد بهنجار ساکن شهر تهران در سال ۱۳۹۶ بود. ۱۲۰ نفر (۶۰ نفر بیمار مقیم مرکز نگه داری و ۶۰ نفر افراد عادی) به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه سرشت و منش کلونینجر (TCI-۵۶، ۱۹۹۳). تحلیل دادهها با روش تحلیل واریانس چند متغییره انجام شد. یافته ها: نتایج، حاکی از تفاوت بسیار در سرشت و منش دو گروه بود (۰/۰۵P<). به خصوص بیشترین تفاوت میان دو گروه مربوط به خودفراروی و کمترین تفاوت مربوط به پاداش وابستگی بود. نتیجه گیری: در مجموع خودفراروی و آسیب گریزی در بیماران اسکیزوفرنیا بیش از افراد عادی بود و در بیماران اسکیزوفرنیا تفاوت برجسته بین زنان و مردان در همکاری بود.
سیدسعید پورنقاش تهرانی، سمیرا مرتضوی فر، سمیه مرتضوی فر،
دوره ۱۹، شماره ۸۹ - ( تابستان۱۳۹۹(مرداد) ۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه: تحقیقات متعدی پیرامون حمایت اجتماعی و راهبردهای تنظیم هیجان انجام شده است، اما تأثیر حمایت اجتماعی و راهبردهای تنظیم هیجان در پیش بینی سلامت روانی افراد مبتلا به اسکلروزیس چندگانه مورد غفلت واقع واقع شده است. هدف: تأثیر حمایت اجتماعی و راهبردهای تنظیم هیجان در پیش بینی سلامت روانی افراد مبتلا به اسکلروزیس چندگانه بود. روش: پژوهش از نوع همبستگی بود، جامعه آماری شامل کلیه افراد مراجعه کننده به مرکز درمانی اسکلروزیس سینا در فصل بهار سال ۱۳۹۷ بود، ۲۰۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (ریف، ۱۹۸۹)، تنظیم شناختی هیجان (گارنفسگی، ۲۰۰۱) و حمایت اجتماعی (زیمن، ۱۹۸۸). تحلیل داده ها با روش آماری رگرسیون چندگانه و ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. یافته ها: نشان داد که، در سطح (۰/۰۱ p<) حمایت اجتماعی ادراک شده و سبک های تنظیم هیجان واریانس بهزیستی روانشناختی تبیین کردند. همچنین مشخص شد که سبکهای شناختی تنظیم هیجان و حمایت اجتماعی ادراک شده همبستگی ضعیف تا متوسط در سطح (۰/۰۵ p<) دارند. نتیجه گیری: حمایت اجتماعی و سبک های شناختی تنظیم هیجان قادر به پیش بینی بهزیستی روانشناختی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بودند.
سعید پورنقاش تهرانی، زهرا حسین زاده، هادی بهرامی احسان،
دوره ۱۹، شماره ۹۲ - ( پاییز ۱۳۹۹ (آبان) ۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه: مطالعات متعددی به پیش بینی افسردگی، اضطراب ، تنیدگی و بررسی ابعاد شخصیت در افراد وابسته به مواد پرداختهاند. اما پیشبینی وابستگی به نیکوتین بر اساس افسردگی، اضطراب و تنیدگی؛ بررسی اثر تعدیلی ابعاد شخصیت مغفول مانده است. هدف: تبیین وابستگی به نیکوتین بر اساس نقش اضطراب، افسردگی و تنیدگی، و ارزیابی اثر تعدیلی ابعاد شخصیت بود. روش: پژوهش از نوع توصیفی ـ مقطعی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان پسر دانشگاه تهران در سال ۱۳۹۸ بود که از میان آنان، ۲۰۰ نفر به صورت در دسترس به عنوان انتخاب شده و در دو گروه سیگاری و غیرسیگاری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای سنجش، عبارت بودند از: مقیاس نشانگان وابستگی به نیکوتین (NDSS)(شیفمن و همکارا، ۲۰۰۴)، پرسشنامه افسردگی، اضطراب و تنیدگی (DASS-۲۱)(لاویبوند، ۱۹۹۵) و پرسشنامه سرشت و منش کلونینجر TCI-۵۶))(کلونینجر، ۱۹۸۷). دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری و تحلیل رگرسیون لجستیک بررسی شدند. یافتهها: اثر میانجی ابعاد شخصیت معنادار بود (۰/۰۰۱p<). تفاوت تنیدگی بین دو گروه، با مؤلفههای شخصیتی خودهدایتمندی، پشتکار و آسیبگریزی تعدیل میشود، و تفاوت افسردگی، با خودهدایتمندی و پاداشوابستگی؛ و تفاوت اضطراب با خودهدایتمندی نیز معنادار بود (۰/۰۱p<). نتیجهگیری: کسانیکه دارای ابعاد شخصیتی خودهدایتمندی پایین، پشتکار و آسیبگریزی بالا هستند، بیش از دیگران به مصرف سیگار گرایش و وابستگی پیدا میکنند.
سید سعید پورنقاش تهرانی، منا ملک احمد، مسعود غلامعلی لواسانی،
دوره ۲۰، شماره ۱۰۰ - ( تابستان۱۴۰۰(تیر)، ۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه: یکی از مهمترین مباحث در زمینه وابستگی و سوءمصرف مواد فرآیندهای شناختیهیجانی در مصرفکنندگان می باشد. این بدین دلیل است که سوءمصرف باعث آسیبهای بلندمدت مغزی در این قربانیان میشود. در حقیقت، اعتیاد به مواد یک فرآیند پیچیده ذهنی است که فاکتورهای شناختی، هیجانی و زیستی را درگیر میکند. هدف: این پژوهش با هدف بررسی ابعاد شناختی هیجانی نظریه شخصیت کلونینجر در افراد وابسته به شیشه و مقایسه آنها با افراد عادی انجام شد. روش: این پژوهش یک مطالعه علیمقایسه ای است. در این تحقیق ۵۰ بیمار سایکوتیک ناشی از مصرف شیشه که برای ترک اعتیاد خود به مرکز درمانی کنگره ۶۰ مراجعه کردند و نیز ۵۰ نفر از دانشجویان دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران به عنوان گروه کنترل با روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند و دو پرسشنامه TCI و ASR را پاسخ دادند. داده های استنباطی تفاوت معنادار در سطح ۰/۰۰۱ در ابعاد شخصیت بین دوگروه نشان داد، اما در بعد پشتکار تفاوت معناداری ۰/۰۵ بدست نیامد. یافته ها: به وسیله آزمون تحلیل واریانس چند متغیری بررسی شدند و برای تحلیل ارتباط این دو گروه از رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتیجه گیری: این بدان معنی است که بیماران سایکوتیک ناشی از مصرف متامفتامین در ابعاد شناختی هیجانی بجز پشتکار و مؤلفه های نیمرخ روانی از سلامت روانی کمتری نسبت به گروه عادی برخوردارند و تمامی مؤلفه های نیمرخ روانی نیازمند توجه بالینی است
عقیل حسین لو، سیدسعید پورنقاش تهرانی، فریبا جعفری روشن، علیرضا چهره سا، مجید دارابی،
دوره ۲۰، شماره ۱۰۳ - ( پاییز ۱۴۰۰(مهر)، ۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه: پژوهش ها نشان می دهند زنانی که با خیانت همسر روبه رو بوده اند از علائم افسردگی و نشخوار فکری رنج می برند، همچنین پژوهش ها حاکی از اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر علائم افسردگی و نشخوار فکری بوده است، بنابراین با توجه به پیشینه پژوهش، در زمینه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر نشخوار فکری و علائم افسردگی زنان، پس از خیانت همسر، شکاف تحقیقاتی وجود داشت.
هدف: هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر روی زنانی بود که علائم افسردگی و نشخوارفکری، تجربه کرده بودند.
روش: روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه گواه در زنان آسیب دیده از خیانت بودند. جمعیت این مطالعه ۷۳ نفر از زنان آسیب دیده از خیانت در حومه شرق تهران بودند که به مرکز درمانی گروه درمانی احیاء القلوب مراجعه کرده و به پرسشنامه نشخوارفکری نولن هوکسما (۲۰۰۳) و مقیاس افسردگی بک (۱۹۹۶) پاسخ دادند. از بین ۷۳ شرکت کننده،۳۰ شرکت کننده در دو گروه ۱۵ نفره (گواه و آزمایش) که ملاک های ورود به پژوهش را دارا بودند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه تقسیم شدند، گروه آزمایش ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) دریافت کردند در پایان بعد از اجرای پس آزمون نتایج با آزمون تحلیل واریانس اندازه های مختلط مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد پس از پایان پیگیری، نتایج گروه آزمایش در هر دو متغیر افسردگی و نشخوارفکری، در پس آزمون و آزمون پیگیری تفاوت معناداری داشتند اما این تفاوت بین عملکرد گروه گواه در سه مرحله مشاهده نشد.(۰/۰۵P>).
نتیجهگیری: با توجه به اینکه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نشخوار فکری و علائم افسردگی همچون افکار ناخوشایند و تکراری، ناکارآمدی رفتار فعلی و همچنین پذیرش مشکل و ایجاد گسلش بین افکار و عملکرد کنونی در زنان آسیب دیده از خیانت موثر بوده می توان آن را بر روی نمونه های بیشتر و در جامعه ای با فرهنگ متفاوت نیز انجام داد.
سید سعید پورنقاش تهرانی، سمیه قاسمی مورودی، سید محمدرضا رضازاده،
دوره ۲۰، شماره ۱۰۴ - ( پاییز ۱۴۰۰ (آبان)، ۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه: علی رغم پیچیدگی و شیوع بالای خیانت زناشویی و پیامدهای ناگوار و بار هیجانی در روابط زناشویی بویژه در زنان، به دلیل تابو بودن، تحقیقات کمی در این زمینه موجود است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه ویژگی های هیجانی شخصیت و عملکرد شناختی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و سازگاری زناشویی در زنان با ترس زیاد و ترس کم از خیانت زناشویی صورت گرفت.
روش: بدین منظور طی یک تحقیق علی مقایسه ای ۸۹ زن به صورت نمونه در دسترس از بین زنان متأهلی که بدلیل مشکلات زناشویی به مراکز مشاوره در شهر کرج مراجعه کرده بودند، اتخاب و با استفاده از پرسشنامه عملکرد شناختی مونترال، پرسشنامه ویژگی های هیجانی شخصیت کلونینجر، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (ERQ)، مقیاس سازگاری زناشویی (DAS) و مقیاس ارزیابی محقق ساخته ۹ درجه ای ترس از خیانت، مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادهها از طریق نرم افزار SPSS-۲۳ و روش تحلیل عاملی و با استفاده از آزمون t مستقل و آزمون ناپارامتری من- ویتنی تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان دادکه زنان با ترس کم از خیانت زناشویی در مقایسه با زنان با ترس زیاد از خیانت زناشویی، نمرات بالاتری در ویژگی های هیجانی شخصیت، راهبرد ارزیابی مجدد و میزان سازگاری زناشویی کسب نمودند (۰/۰۵ p≤)، که این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود اما در نمرات عملکرد شناختی و راهبرد بازداری هیجانی بین این دو گروه (۰/۰۵ <p) تفاوت معناداری یافت نشد.
نتیجهگیری: باتوجه به نتایج تحقیق حاضر و تفاوت در متغیرهای مورد بررسی در دوگروه زنان با ترس زیاد و کم از خیانت، می توان تلویحات مناسبی جهت کار در حیطه خیانت و کیفیت روابط زوجی در اختیار مشاوران خانواده و زوج درمانگران قرار داد.
حامد کاشانکی، سید سعید پورنقاش تهرانی، نیما قربانی، هادی بهرامی احسان،
دوره ۲۰، شماره ۱۰۶ - ( زمستان ۱۴۰۰(دی)، ۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه: تحقیقات نشان داده است روشهای سنتی بهشیاری با دورههای کاهش استرس بر پایه کند کردن حرکت، ایجاد سکون و دنبالکردن آموزههای سنتی بودیسم اجرا شدهاند، اما اثربخشی طولانیمدت این روشها بر اضطراب و افسردگی با نتایج ضد و نقیضی همراه بودهاست. اخیرا مداخلات بدنمند، پویا و عینی حین حرکت و بازی بر ناهشیار و تقویت هشیاری برای انسجام ذهن و بدن پیشنهاد گردیده است. آیا این تمرینات درمانی میتواند به تغییر الگوهای کژکار شخصیت مضطرب و افسرده منجر شود؟
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخلات بهشیار حسیحرکتی در درمان الگوهای کژکار شخصیت منجر به اضطراب و افسردگی مراجعین متقاضی روان درمانی اجرا شد.
روش: این پژوهش یک مطالعه آمیخته از نوع تبیینی بود. روش مطالعه اول، شبهآزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون بود. جامعه آماری از مراجعین کلینیکهای روانشناسی در تهران بودهاند. نمونه پژوهش، ۲۰ نفر (زن: ۷ و مرد: ۱۳) از افرادی است که با علائم اضطرابی یا افسردگی به یک کلینیک مراجعه کرده بودند. این افراد قبل و بعد از اجرای ۸ هفتهای مداخلات بهشیار حسیحرکتی (کاشانکی و همکاران، ۱۴۰۰) به پرسشنامههای اضطراب و افسردگی کاستلو کامری (۱۹۶۷) پاسخ دادند. در مطالعه دوم، در حین مداخلات بهشیار و بعد ازآن، الگوهای کژکار شخصیت، سلامتروان و خصیصه های شخصیتی پیشبینیکننده اضطراب و افسردگی یکی از مراجعین، توسط آزمون شخصیت سواپ (شدلر و وستن، ۲۰۰۷) ارزیابی شد.
یافته ها: در مطالعه اول نتایج آزمون t همبسته نشان داد که مداخلات بهشیار حسیحرکتی سبب کاهش اضطراب (۰/۰۰۰۰۱ P<) و افسردگی (۰/۰۵ P<) میشود و مطالعه دوم نشان دهنده تغییر الگوهای کژکار شخصیت بیمار توسط مداخلات، تبدیل دفاع های ناپخته به دفاعهای پخته و افزایش عوامل سلامت روان در بیمار بود که منجر به کاهش اضطراب و افسردگی شد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشاندهنده اثربخشی مداخلات بهشیار حسیحرکتی بر الگوهای شخصیتی کژکار افسرده و مضطرب بود. این مداخلات چالشی و بازیهای متنوع احتمالا سبب توانمندسازی و افزایش ظرفیت ذهن و بدن و ایجاد انگیزه برای تحمل اضطراب و مقابله با افسردگی می شود.
سید سعید پورنقاش تهرانی، سمیه عزیزی،
دوره ۲۱، شماره ۱۱۳ - ( تابستان ۱۴۰۱(مرداد)، ۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه: تحقیقات نشان میدهد بیماریهای قلب و عروق علت اصلی مرگومیر در ایران است و بیماران پس از جراحی با مشکلات روانشناختی مانند افسردگی، اضطراب و تنیدگی مواجه میشوند. روش شمارش پیشرونده به عنوان یک مواجهه ذهنی و حساسیتزدایی از خاطرات آسیبزا منجر به کاهش اضطراب و تقویت حس تسلط بر خاطرات غیرمنتظره کارآمد بوده، اما در زمینه کاربرد این روش در جامعه مورد تحقیق شکاف تحقیقاتی وجود دارد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شمارش پیشرونده بر نشانههای هیجانی (افسردگی، اضطراب و تنیدگی) در بیماران CABG انجام شد.
روش: در این پژوهش طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری این مطالعه بیمارانی بودند که ۴ الی ۶ هفته بعد از CABG به کلینیک بازتوانی مرکز قلب تهران ارجاع شده بودند. از بین این افراد، ۲۴ نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. این افراد پس از کسب رضایت، به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و گواه قرار گرفتند. سنجشها با استفاده از DASS-۲۱ (سامانی و جوکار، ۱۳۸۶) و IES-R (پناغی، حکیم شوشتری و عطاریمقدم، ۱۳۸۵) در سه مقطع پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری در هر دو گروه انجام گرفت.
یافته ها: نتایج تحلیل آماری نشان داد که روش درمان شمارش پیشرونده در کاهش معنادار میزان اضطراب و تنیدگی در زمان پیگیری در گروه مداخله مؤثر بوده است (۰/۰۵ =α). این روش تفاوت معناداری بین دو گروه در میزان افسردگی در زمان پسآزمون و پیگیری ایجاد نکرده است و میزان افسردگی در دوره پیگیری به میزان زیادی توسط این مقادیر در مقطع پیشآزمون تعیین میشود (۰/۰۵ =α).
نتیجهگیری: مداخله شمارش پیشرونده مبتنی بر آگاهی از ضربه احتمالا تحت تأثیر فهم اثرات آسیب بر زندگی فرد در راستای بهبود اثرات آسیب بر زندگی و کاهش احتمال مجدداً در معرض آسیب قرار گرفتن تأثیر دارد، انجام مطالعات با نمونههای بیشتر توصیه میگردد
آتنا پاشا، سید سعید پورنقاش تهرانی، احمد علی پور، غلامعلی افروز، مسعود غلامعلی لواسانی،
دوره ۲۲، شماره ۱۲۱ - ( بهار ۱۴۰۲(فروردین)، ۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه: آرتریت روماتوئید یک اختلال خودایمنی است که مفاصل را تخریب کرده و منجر به مشکلات عمده جسمانی و روانی می شود. باتوجهبه تعامل بالایی که تصویر بدن، ویژگیهای شخصیت و استرس ادراک شده با عوارض ناشی از آرتریت روماتوئید دارند، بررسی نقش همزمان آن ها در یک مدل ساختاری ضروری به نظر میرسد.
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت بررسی اثر ویژگیهای شخصیت بر تصویر بدن با میانجی گری استرس ادراک شده در افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید بود.
روش: با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند ۳۵۰ نفر از افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید مراجعهکننده به مراکز روماتولوژی بیمارستانهای شهر تهران با درنظرگرفتن ملاکهای ورود و خروج از پژوهش بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. گردآوری دادهها با پرسشنامه های تصویر بدن (کش، ۱۹۹۰)، شخصیت نئو (کاستا و مک کری، ۱۹۸۵) و استرس ادراک شده (کوهن و همکاران، ۱۹۸۳) صورت گرفت. محاسبات تحلیل دادههای توصیفی، بررسی فرضیهها با روش معادلات ساختاری با رویکرد تحلیل مسیر انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که روان نژندی (۰/۳۱۱-) و استرس ادراک شده (۰/۴۵۳-) تأثیر منفی معنیدار و انعطاف پذیری ۰/۳۵۵ و دل پذیر بودن (۰/۲۷۲) تأثیر مثبت معناداری بر تصویر بدن دارند. برون گرایی دارای اثر مثبت (۰/۳۲۱) و مسئولیت پذیری و انعطاف پذیری دارای اثرات منفی (۰/۲۵۱-) و (۰/۲۷۶-) بر استرس ادراکشده می باشند. با وارد کردن استرس ادراک شده به مدل، تأثیر غیرمستقیم برونگرایی، انعطاف پذیری و مسئولیت پذیری بر تصویر بدن به ترتیب ۰/۱۴۵۴-، ۰/۱۲۵۱و ۰/۱۱۳۷ شد (۰/۰۰۱P<).
نتیجهگیری: باتوجهبه یافتهها، مشخص گردید که مدل نهایی از برازش مطلوبی برخوردار است بهطوریکه ویژگیهای شخصیت و استرس ادراک شده پیشبینیکننده قوی تغییرات تصویر بدن در افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید می باشند. بنابراین باتوجهبه نقش متغیرهای روانشناختی در تصویر بدن افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید جهت بهبود تصویر بدن در این افراد میتوان به درمانهای مکمل که عوامل شناختی، هیجانی و رفتاری را نیز مورد توجه قرار میدهند، توجه شود.