مینا مقتدری، مجید صفاری نیا، حسین زارع، احمد علی پور، احمد چیت ساز،
دوره ۱۸، شماره ۸۳ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه: بروز بیماریهای مزمن همچون پارکینسون، علاوه بر سلامت جسمی، کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی مبتلایان را نیز با آسیب جدی مواجه میسازد. اما آیا درمان ذهنآگاهی به بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران پارکینسون کمک میکند؟ هدف: بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان ذهنآگاهی بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران پارکینسون انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه گواه ودوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل افراد مبتلا به بیماری پارکینسون شهر اصفهان در سه ماهه زمستان سال ۱۳۹۷ بود. در این پژوهش تعداد ۳۰ فرد مبتلا به بیماری پارکینسون با روش نمونهگیری غیرتصادفی دردسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در گروههای آزمایش و گواه گمارده شدند (۱۵ بیمار در گروه آزمایش و ۱۵ بیمار در گروه گواه). گروه آزمایش مداخله درمان ذهنآگاهی (سیگل، ۲۰۱۰) را طی سه ماه در ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای دریافت نمودند. پرسشنامههای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، ۱۹۹۴) و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (ریف، ۱۹۸۰) بود. دادههای حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد که درمان ذهنآگاهی بر کیفیت زندگی (۰/۰۰۱P<). و بهزیستی روانشناختی (۰/۰۰۱P<). بیماران پارکینسون تأثیر معنادار دارد. میزان تأثیر بسته درمان ذهنآگاهی بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران پارکینسون به ترتیب ۶۸ و ۶۷ درصد بود. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر بیانگر آن بودند که درمان ذهنآگاهی با بهرهگیری از فنونی همانند افکار، هیجانات و رفتار آگاهانه میتواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت افزایش کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران پارکینسون شود.
مرتضی هندیجانی فرد، زهرا آراستی، نرگس ایمانی پور، احسان چیت ساز،
دوره ۲۲، شماره ۱۳۲ - ( زمستان ۱۴۰۲(اسفند)، ۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه: بر خلاف موفقیت، شکست و پیامدهای آن همواره کمتر مورد توجه پژوهشگران کارآفرینی قرار گرفته است. شکست علاوه بر چالشهای اجتماعی و روانی برای کارآفرینان، میتواند حامل دستاوردهایی نیز برای آنان باشد. در مجموع، این فرآیندهای اجتماعی و روانشناختی پس از شکست و چگونگی تعامل و برهم کنش عوامل گوناگون با یکدیگر در این فرآیند، کمتر بررسی شده و کمبود پژوهشهای میدانی در این زمینه مورد اذعان مطالعات پیشین است.
هدف: هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل فرآیندهای اجتماعی و روانشناختی پس از شکست در کارآفرینان ایرانی است.
روش: پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از نظر روش روایتی است. جامعه آماری، کارآفرینان ایرانی داخل کشور بودند که در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ دچار شکست شده بودند. افراد نمونه آماری به روش هدفمند انتخاب شدند. حجم نمونه بر اساس اشباع نظری دادهها تعیین شد و از مصاحبه نیمهساختاریافته جهت گردآوری دادههای میدانی استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادههای به دست آمده از مصاحبهها، با استفاده از روش نظریه برخاسته از دادهها انجام شد.
یافته ها: بر اساس مدل نهایی، فرآیندهای اجتماعی و روانشناختی پس از شکست شامل مقولههای اصلی زیر هستند: عوامل فردی، عوامل نهادی، سوگیریهای شناختی، هزینههای شکست، راهبردهای مقابله، واکنشهای اجتماعی-روانشناختی، عوامل مداخلهگر و دستاوردهای مثبت.
نتیجهگیری: مهمترین کاربرد این پژوهش برای کارآفرینان، شناسایی راهبردهای مقابله (شامل راهبردهای بازیابی روانی و حفاظت از نفس) برای کاهش هزینههای روانشناختی و راهبردهای مدیریت تصویرپردازی ذهنی (شامل کنار کشیدن، پنهان کردن، حساسیتزدایی و مکانیسم جبران) برای کاهش هزینههای اجتماعی شکست بوده است. کاربرد آن برای سیاستگذاران نیز، ضرورت گسترش فرهنگ کارآفرینی و بازنگری در قوانین ورشکستگی به منظور کاهش هزینههای شکست برای کارآفرینان میباشد.
ابوالقاسم نوروزی، شاپور بهیان، محمدعلی چیت ساز،
دوره ۲۴، شماره ۱۴۵ - ( بهار ۱۴۰۴(فروردین)، ۱۴۰۴ )
چکیده
زمینه: بیشتر مطالعات حوزه اعتیاد بر شاخص های تأثیرگذار بر اعتیاد متمرکز شده اند و مطالعات معدودی به تأثیر عوامل عوامل اجتماعی در بازگشت مجدد به مصرف مواد متمرکز شده اند. بنابراین با توجه به چند بعدی بودن گرایش به مصرف مواد مطالعه در خصوص گرایش مجدد به مواد از طریق عوامل زیستی، اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی یک ضرورت اساسی است.
هدف: این مطالعه با هدف عوامل اجتماعی مؤثر در کاهش بازگشت معتادان به مصرف مجدد مواد انجام شده است.
روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه جوانان دامنه سنی ۱۵ تا ۳۰ سال شهر ایذه در سال ۱۴۰۳ تشکیل دادند که بر اساس گزارش سازمان مبارزه با مواد مخدر شهر ایذه ۳۲۰۰ نفر می باشند. نمونه پژوهش ۳۴۵ نفر از جوانان مصرف کننده مواد مراجعه کننده به کمپ های ترک اعتیاد شهر ایذه بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های یادگیری اجتماعی، حمایت اجتماعی و مشارکت اجتماعی محقق ساخته و ولع مصرف صالحی فدردی و همکاران (۱۳۸۹) جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار SPSS,۲۶ و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری به روش همزمان استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین یادگیری اجتماعی، حمایت اجتماعی و مشارکت اجتماعی با ولع مصرف رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (۰۵/۰ >P). نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیری نشان داد که به ترتیب حمایت اجتماعی ۳۵، مشارکت اجتماعی ۶۲ و یادگیری اجتماعی ۱۳ درصد از واریانس وسوسه مجدد مصرف مواد را در جوانان تبیین میکنند.
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد افرادی که آمادگی بیشتری برای مصرف مجدد مواد دارند، دارای سطح پایین تری از حمایت، مشارکت و یادگیری اجتماعی هستند. بنابراین، توجه به این متغیرها و تدوین برنامههای آموزشی مبتنی بر این متغیرها در کاهش مصرف مجدد مواد در مصرف کنندگان پیشنهاد می شود.