بهار 1405ا(خرداد)ج،                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


دانشیار، گروه روانشناسی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران. ، smohtarami22@gmail.com
چکیده:   (12 مشاهده)
زمینه: پرخوری عصبی یکی از اختلالات خوردن است که تحت تأثیر عوامل فردی و بین‌فردی قرار دارد. استرس از مهم‌ترین عوامل تشدیدکننده علائم این اختلال است، در حالی که انعطاف‌پذیری روان‌شناختی می‌تواند اثرات آن را تعدیل کند. خودشفقتی و خشونت خانگی نیز ممکن است به‌ترتیب به‌عنوان عوامل درون‌فردی و بین‌فردی نقش میانجی در این رابطه داشته باشند. با وجود اهمیت این متغیرها، تاکنون مدلی جامع برای بررسی هم‌زمان آن‌ها ارائه نشده است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیرات انعطاف پذیری روانشناختی و استرس بر شدت بخشی یا کاهش علایم پرخوری عصبی با واسطه گری عامل درون فردی خود شفقتی و عامل بین فردی خشونت خانگی انجام شد.
روش: این پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تمامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ بودکه با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای[H1] ، ۳۰۰ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های اختلالات خوردن (استیک و همکاران، 2001)، پرسشنامه استرس (علیپور و همکاران، 1398)، پرسشنامه پذیرش و عمل (بوند و همکاران، 2011)، پرسشنامه خودشفقتی (نف و همکاران، 2003) و پرسشنامه تجدیدنظر شده تدبیر تعارض (استراوس و همکاران، 1996) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری در نرم‌افزار SPSS-27 و Smart PLS نسخه ۳ مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: یافته‌های مدل معادلات ساختاری نشان داد که استرس، خشونت خانگی و کاهش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی با افزایش پرخوری عصبی ارتباط مستقیم معناداری دارند، در حالی‌که خودشفقتی نقش محافظتی در برابر این اختلالات ایفا می‌کند. همچنین مشخص شد که استرس و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی از طریق کاهش خودشفقتی و افزایش خشونت خانگی نیز به‌طور غیرمستقیم موجب تشدید پرخوری عصبی می‌شوند (01/0>p).
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش، استرس، خشونت و کاهش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی به‌عنوان عوامل مؤثر در تشدید پرخوری عصبی [H2] شناسایی شدند، در حالی که خودشفقتی نقش محافظتی در کاهش شدت این اختلالات ایفا می‌کند. این نتایج نشان‌دهنده ضرورت غربالگری مؤثر افراد جامعه برای شناسایی میزان استرس و خشونت و همچنین آموزش مهارت‌های خودشفقتی و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی است. به‌کارگیری این مداخلات می‌تواند به کاهش اثرات منفی استرس و خشونت و بهبود کیفیت زندگی افراد کمک کند.
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1404/4/30 | پذیرش: 1405/2/1

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
این مقاله تحت شرایط مجوز کرییتیو کامنز (CC BY-NC-ND) قابل بازنشر است.