kheradmand A, azizi M, hekmat S.
(2023). Examining the archetype of the wise old man in Golestan Saadi from the perspective of Jung's analytical psychology. , Journal of Psychological Science. 22(128), 259-270.
URL: http://psychologicalscience.ir/article-1-2122-fa.html
استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران. (نویسنده مسئول). ، majid.azizi7@gmail.com
چکیده: (2187 مشاهده)
زمینه: روانشناسی تحلیلی بررسی ساحتِ خوداگاه و ناخودآگاه فردی و همگانیست و یونگ پایه گذار این نوع روانشناسی است. این دیدگاه مشهور به نقد کهنالگویی میان رشتهای ما بین ادبیات و روانشناسیست که متون ادبی را با آن تحلیل میکنند. گلستان آیتِ محکم زبان فارسی به شمار میرود که محصول خوداگاه و ناخودآگاه ذهن و روان سعدی است چرا که او خالق شاهکار ادبی در زبان و ادبیات فارسی، دارای حکمت نظری، عملی و مفتی اصحاب نظر است. وی در گلستان از کهنالگوی "پیرخرد" در قالب واژگانی مانند: حکیم، پیرِ دیر، مرشد، استاد، مردِ دانا، خردمند و... استفاده کرده است.
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی کهنالگوی پیرخردمند در گلستان سعدی از دیدگاه روانشناسی تحلیلی یونگ بود.
روش: روش پژوهش حاضر مقایسهای است. شناخت کهنالگوها یکی از راههای خودشناسی است که با مطالعۀ آنها به قلمرو وجودی و فرآیند فردیّت آگاهی پیدا میکنیم. کهنالگوها اثر انگشت ذهنی و روانی مشترک انسانها است که در ناخودآگاه فردی و جمعی ما تجلّی و تجسّم دارند و بخش اعظم هویت ما را تشکیل میدهند و در سرنوشت، مؤثرند.
یافته ها: در اندیشۀ سعدی، واژۀ خرد و خردمندی یک کهنالگوست و حلقهی مفقودۀ جامعهی ایرانیست و در بیشتر حکایات، برای تعلیم و تربیت از آن استفاده کرده است. واژگانی مانند: خواجۀ عالم (ص)، لقمان، اولوالالباب، حکیم، خردمند، پادشاه، مرشد، مردِ دانا، نیک بختان و پیشینیان، عاقل، درویش، انوشیروانعادل، زاهد، مشایخ، حاتم طائی، عالمی معتبر، جالینوس، پیر دیر، پارسا، فقیه، صاحبدل، شیخ اجل ابوالفرج بنجوزی که استاد وی در نظامیه بوده است. سعدی به زیبایی و در قالب سمبل، نماده و تمثیلها، کهنالگوی پیرِفرزانه را تجسّم و تجلّی داده است و این خود، دلیلی بوده از اینکه ذهن و روان وی، متأثر از کهنالگو پیر فرزانه بوده است. در گلستان سعدی انواع شخصیتهای درونگرا و برونگرا با کارکردهای حسی، عاطفی، متفکر و شهودی آنگونه که یونگ تقسیم بندی کرده بود وجود دارند که در حکایات نقشهای متفاوتی را ایفا میکنند.
نتیجهگیری: براساس نتایج بهدست آمده از این پژوهش معرفتی سعدی، قلمرو ناخودآگاه جمعیاش بوده است و با سبک و سیاق ادبی که ایشان داشته است اینگونه مفاهیم را در قالب حکایات و قصهها با درونمایهی اخلاق تعلیمی ذکر کرده است و در یک رابطۀ تأثیر متقابل، هم از کهنالگوها تأثیر پذیرفته و هم آنها را غنا بخشیده و بدینگونه به هنجار و ناهنجاریهای فردی و اجتماعی انسان پرداخته است. که برای انسان امروزی مفیدند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
عمومى دریافت: 1402/5/15 | پذیرش: 1402/7/20 | انتشار: 1402/8/1
| بازنشر اطلاعات |
 |
این مقاله تحت شرایط مجوز کرییتیو کامنز (CC BY-NC-ND) قابل بازنشر است. |