استاد، گروه روانشناسی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران ، m.azadyekta@yahoo.com
چکیده: (2 مشاهده)
زمینه: سوگ همسر یکی از شدیدترین بحرانهای زندگی است که میتواند بر ابعاد روانشناختی و اجتماعی فرد تأثیر عمیق بگذارد. در این میان، طرحوارههای ناسازگار اولیه بهعنوان الگوهای شناختی منفی و پایدار، توانایی فرد در سازگاری اجتماعی را تضعیف میکنند. حس انسجام، که نشاندهنده ادراک فرد از جهان بهعنوان مکانی قابل درک، قابل مدیریت و معنادار است، میتواند بهعنوان متغیر میانجی نقش مهمی در کاهش آثار منفی طرحوارههای ناسازگار ایفا کند.
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطهای حس انسجام در رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و عملکرد اجتماعی در زنان و مردان داغدیده همسر بود.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی است. در این مطالعه، برای آزمون روابط ساختاری بین متغیرهای پژوهش از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه افراد سوگوار (زن و مرد) ساکن شهر تهران تشکیل دادند که از میان آنها، نمونهای به حجم ۴۳۰ نفر با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل سه پرسشنامه استاندارد بود: پرسشنامه طرحوارههای ناسازگار اولیه (یانگ، ۱۹۹۶)، مقیاس حس انسجام (آنتونووسکی، ۱۹۹۸) و پرسشنامه عملکرد اجتماعی (کلومت و همکاران، ۲۰۱۴). دادههای جمعآوری شده پس از ورود به نرمافزار SPSS برای تحلیلهای توصیفی اولیه، جهت آزمون مدل مفهومی پژوهش با استفاده از نرمافزار AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از آن است که تقویت حس انسجام میتواند تأثیر منفی طرحوارههای ناسازگار اولیه بر عملکرد اجتماعی را کاهش دهد. این نتایج بر اهمیت طراحی مداخلات روانشناختی برای شناسایی و اصلاح طرحوارههای ناسازگار و ارتقای حس انسجام، بهویژه در افراد سوگوار، تأکید میکنند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/6/11 | پذیرش: 1405/4/1
| بازنشر اطلاعات |
 |
این مقاله تحت شرایط مجوز کرییتیو کامنز (CC BY-NC-ND) قابل بازنشر است. |