استادیار، گروه روانشناسی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران ، azam.davoodi@iau.ac.ir
چکیده: (7 مشاهده)
زمینه: اختلال برگشت اسید معده به مری یکی از شایعترین اختلالات گوارشی مزمن است که علاوه بر علائم فیزیکی آزاردهنده، میتواند منجر به افت قابلتوجهی در کیفیت زندگی و بروز مشکلات روانشناختی شود.
هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی–رفتاری کلاسیک و گروه درمانی مبتنی بر سایکودراما بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اختلال برگشت اسید معده به مری انجام شد.
روش: پژوهش از نوع نیمهتجربی با طرح پیشآزمون–پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل بیماران مراجعهکننده به سه مطب فوقتخصص گوارش و کبد در کرمان طی تیر تا آبان ۱۴۰۳ بود و نمونه شامل ۴۵ نفر بود که به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر هر گروه) و یک گروه کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. ابزار جمعآوری دادهها شامل مقیاس نشانههای بیماری بازگشت اسید معده به مری (GSAS) و پرسشنامه کیفیت زندگی WHO-QOL بود و تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری در SPSS 26 انجام شد.
یافته ها: یافتهها نشان داد که هر دو مداخله نسبت به کنترل به طور معناداری کیفیت زندگی و ابعاد آن شامل سلامت جسمانی، سلامت روانی، روابط اجتماعی و سلامت محیط را بهبود بخشیدند (63/0= η²، 01/0>p). مقایسه دو گروه نشان داد که درمان شناختی–رفتاری در ارتقای سلامت روانی مؤثرتر و سایکودراما در تقویت روابط اجتماعی عملکرد بهتری دارد، در حالی که در ابعاد سلامت جسمانی و محیط تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<p).
نتیجهگیری: این نتایج نشان میدهند که هر دو مداخله میتوانند کیفیت زندگی بیماران را ارتقا دهند و انتخاب درمان مناسب میتواند بر اساس اثرات خاص هر روش در ابعاد مختلف کیفیت زندگی راهنمای بالینی مؤثری باشد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/8/18 | پذیرش: 1405/5/30
| بازنشر اطلاعات |
 |
این مقاله تحت شرایط مجوز کرییتیو کامنز (CC BY-NC-ND) قابل بازنشر است. |